تبلیغات
مطالب هنری - مطالب هنری
مطالب هنری
نقاشی، هنر بیان ایده‌ها و عواطف است.
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

ثبت نام در جدول بالا طبق نمونه زیر :


 نام و نام خانوادگی - شماره تلفن همراه - رشته
 ایمیل( آدرس پست الکترونیکی ) 
 
هنر مفهومی
مجموعه ای از مفاهیم و اندیشه هایی نو، در قالبی نا آرام و جستجوگر، تلاش می کردند به بیانی مناسب در عرصه قرن ۲۰ ام دست یابند. اتفاقات سیاسی و اجتماعی در عرصه های جهانی از یکسو و پیدایش افق های فکری و فلسفی، تعاریفی جدید از انسان و ذهنیت او ارایه می کردند.
بقیه در ادامه مطلب




آشنایی با هنرمندان و سبک های هنری  - امپرسیونیسم

امپرسیونیسم مکتبی با برنامه و اصول معین نبود، بلکه تشکل آزادانه هنرمندانی بود که به سبب برخی نظرات مشترک و به منظور عرضه مستقل آثارشان در کنار هم قرار گرفتند. 

امپرسیونیسم
Impressionism

در بهار 1874 گروهی از هنرمندان فرانسوی تحت نام انجمن هنرمندان گمنام، متشکل از نقاشان و مجسمه سازان و حکاکان و... گرد هم آمدند و یک استودیوی عکاسی( آتلیه نادار) را برای نمایش آثارشان اجاره کردند و در معرض دید عموم گذاشتند. با این کار شدید ترین و خصمانه ترین واکنش ها را که تا آن هنگام در دنیای هنری پاریس با آن مواجه بودند برانگیختند. در طی سده ی نوزده میلادی رابطه بین جامعه و هنرمند به طور روز افزونی تصنعی می شد تا اینکه سرانجام در همین نمایشگاه آثار امپرسیونیست ها به نقطه ی گسست خود رسید. امپرسیونیسم حقیقتاً نخستین و مهمترین جنبش مدرن هنری در سده نوزدهم محسوب می شود. امپرسیونیسم در لغت به معنای دریافتگری، دریافت آنی، یا دریافت حسی است.
امپرسیونیسم مکتبی با برنامه و اصول معین نبود، بلکه تشکل آزادانه هنرمندانی بود که به سبب برخی نظرات مشترک و به منظور عرضه مستقل آثارشان در کنار هم قرار گرفتند.امپرسیونیسم صرفا یک سبک نقاشی نبود بلکه یک رویکرد نوین به هنر و زندگی بود. آثار نقاشی امپرسیونیست ها ثبت تغییرات گذرا و ناپایدار در طبیعت بود. نخستین هسته ی این جنبش توسط مونه، رنوار، سیسلی و پیسارو بود که وجه اشتراکشان گسست از آموزش های رسمی فرهنگستانی بود. این هنرمندان ابتدا نام خود را "انجمن هنرمندان نقاش مجسمه ساز و گراور گمنام" گذاشتند. اما بعدا نام یکی از تابلوهای مونه به نام امپرسیون طلوع آفتاب منتقد جوان لوئیس لروی(لویی لروا) را واداشت تا در مجله charivari( شاری واری) کل گروه را امپرسیونیست ها نام نهد و این نام که با لحنی تمسخر آمیز ابداع شده بود، بعداً از سوی خود هنرمندان گروه به عنوان گواهی بر حداقل یکی از جنبه های برجسته اهداف آنان پذیرفته شد.


Monet Impression Rising Sun

 


این گروه حدود هشت نمایشگاه گذاشتند که گوستاو کوربه دردومین نمایشگاه به آنان پیوست. اینان نظام آموزشی متداول و هنر "آکادمیک" را مردود می شمردند و نیز با اصل رمانتیسم که مهمترین مقصود هنر انتقال هیجان عاطفی هنرمند است، مخالف بودند. اما برعکس، این نظر رئالیست ها را می پذیرفتند که مقصود هنر باید ثبت پاره ای از طبیعت و زندگی به مدد روحیه علمی و فاغ از احساسات شخصی باشد. بر این اساس می توان امپرسیونیسم را ادامه ی منطقی رئالیسم در سده نوزدهم دانست. پس از آخرین نمایشگاه، گروه، متلاشی شد و مونه تنها کسی بود که همچنان به طور تعصب آمیز به ترویج ایده های امپرسیونیستی پرداخت.
در سال 1874، به استثنای مانه كه به سالن رسمی وفادار ماند، كلیه ی نقاشان گروه در معرض توهین و شماتت عامه قرار گرفتند. تا سال 1876، هفت نمایشگاه مشترك برگزار شد. در همین سال دورانتی نویسنده و منتقد هنری، كتاب نقاشی نو را – كه عنوانی در خور توجه است – انتشار داد و جهت گیری نقاشان جوان را زیركانه تجزیه و تحلیل كرد: اینان با طی طریق كشف و شهود، به تدریج نور خورشید را به اشعه و عناصر آن تجزیه كردند و با هماهنگی كلی رنگ های قوس و قزحی كه به روی بوم پراكندند، وحدت آن را، از نو می سازند.
تمایل منظره پردازان امپرسیونیست به ثبت "بیان تصویری لحظه ها" به جای جنبه های پایدار موضوعات آنها را وادار می کرد تا با نقاشی در فضای باز و اتمام تابلو در نقطه ای پیش از آنکه شرایط نوری عوض شود، گنجینه ای غنی فراهم سازند. در نقاشی های آنها نه به رنگ خاکستری و سیاه بلکه به رنگ مکمل نقاشی می شدند. آنان با "کم ارج کردن خطوط اشیا" ارجحیت خصوط اشیا را گرفتند و نقاشی های امپرسیونیستی بدل به رنگ آمیزی نور و فضا شدند. بازی نور مستقیم و بازتاب شده با این وجود این نظریه ها تمامی نقاشان امپرسیونیست حتی مونه که بیشتر از همه مروج نقاشی در فضای باز بود بیشتر و بیشتر تمایل می یافت تا آثار خود را در کارگاه اصلاح یا رتوش کند. با انجام چنین کاری او به یک تناقض ذاتی در رویکرد امپرسیونیستی اعتراف کرد، زیرا هرچقدر که هنرمند به تاثیر تغییرات جوی حساسیت داشته باشد زمان کمتری برای ثبت آن پیش از تغییر روی بوم دارد. وی در اکتبر1890 وقتی بر روی مجموعه " کومه ی علف خشک" کار می کرد نوشت: من به شدت بر روی آثارم کار میکنم و با مجموعه ای از تاثیرات متفاوت کلنجار میروم، اما در این وقت از سال خورشید چنان غروب می کند که نمی توانم خودم را با او همگام کنم" تجربه های اولیه اینان در نقاشی فضای باز، تابناکی مناظر را تامین می کرد. ولی رُنوار با "رنگ گزینی رنگین کمانی"، زدودن رنگهای تیره از سایه ها، حذف خطوط مرزی شکل اشیا، گام بلندی در این زمینه برداشت. بدین سان، منظره نگاری به هنری بدل شد که در آن نقاش می کشوید تصویر منعکس شده بر روی شبکیه چشم را از نو بسازد و معادل کیفیت زنده ی چشم انداز تابناک را به مدد رنگها بیافریند. او فامهای خالص را در هم می آمیخت، ولی از رنگهای موضعی نیز یکسره چشم نمی پوشید. سایه ها را نه با رنگهای خاکستری و سیاه بلکه به مدد مکمل رنگهای اشیا نشان می داد. با حذف خطوط مرزی، خصلت بارز شکل اشیا از میان رفت و نقاشیهای امپرسیونیست به تصاویری از نور و جوّ و بازیهای رنگ مستقیم و انعکاسی بدل شد. در سالهای بعد، مونه تجزیه و تحلیل دریافتهای بصری را با دقت ادامه داد. پیسارو به نظریه نئوامپرسیونیسم جلب شد. ولی رُنوار با تاکید بر طراحی خطی، به اسلوبی لطیف در پیکر نگاری زنان برهنه دست یافت. عادت نقاشی کردن در زیر آفتاب تابان، استفاده از فام های خالص برای انتقال روشنایی طبیعت و کاربست تک ضربه های قلم مو بر روی بوم، خاص خود امپرسیونیست ها بود. 
در دهه 1890، امپرسیونیسم سراسر اروپا را فراگرفت و سپس به آمریکا راه یافت. ولی مقارن با تثبیت اصول امپرسیونیسم واکنشهایی نیز علیه آن بروز کرد، نقاشی امپرسیونیستی در آغاز با گنگی و تمسخر مواجه شد. همزمان با دومین نمایشگاه منتقدی نوشت: پنج یا شش آدم روانی در اینجا گرد آمده اند تا کارهای خود را به نمایش بگذارند... نمایش رعب آوری است که بیهودگی انسانی تا آستانه جنون برسد. کسی باید به آقای پیسارو بگوید که آقای عزیز! درختان هرگز بنفش نیستند! آسمان هرگز به رنگ کَره ی تازه نیست، این که در هیچ کجای دنیا چیزهایی که در تابلویشان کشیده اند یافت نمی شود!" 
در حقیقت، نقاش امپرسیونیست منحصراً توسط كشف و شهود فردی خویش هدایت می شد و تنها بر صداقت خود اعتماد می كرد و هر یك از آثارش - به عنوان یك كار خلاقه - اثبات و كشف دوباره ی نقاشی بود. از نظر او، دنیا، یكباره و برای همیشه در یك قالب ثابت زیست نمی كرد، بكله با هر نظر، در تازگی احیا شده یی دوباره كشف می شد، و كمترین جلوه ی آن، جزیی از زیبایی متغیر آن بود. چنین آزادی ای، جز به خشم آوردن مردم آن زمان، چه می توانست كرد؟ مردمی كه دیدشان توسط مدرسه ی هنرهای زیبا (به عنوان نمودی از تحجر اجتماعی) منجمد شده بود.حتی وقتی ژروم ( نقاش فرهنگستانی) رئیس جمهور را در غرفه های نمایشگاه بین المللی پاریس 1900 همراهی می کرد، در برابر سالن امپرسیونیست ها به او گفت: "علیا حضرت اینجا افراد نالایق فرانسه حضور دارند" 
پذیرش امپرسیونیست ها در انگلستان به آهستگی صورت پذیرفت. اما از سال 1926 که مونه، پیرمرد بزرگ نقاشی فرانسه درگذشت، نرخ های حراجی ها برای نقاشی های امپرسیونیست ها رو به افزایش یافت و از دهه 1950 به سمت ارقام نجومی میل کرد. طوری که کمتر نظریه ی هنری مدرن را می توان شناخت که بر اساس کشفِ رنگ امپرسیونیست ها استوار نبوده باشد. تاثیر امپرسیونیست ها بسیار عظیم بود و بخش عمده ی تاریخ نقاشی اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم، حکایت بسط و توسعه ی جنبش های متاثر از آن یا در مقابل آن بود.


سلام و خوش آمدید به شماره ی 79 3D Creative، تصویر روی جلد، کار زیباییست از "خوزه الوس داسیلوا". ما فکر کردیم که در مجموعه ی جانوران زره پوش، وجود اینچنین جانوری با این نوع تهاجم می تواند تنوع خوبی در کار باشد، و اولین اسمی که برای این کار به ذهن من خطور کرد "خوزه" بود. "خوزه" نه تنها در قسمتهای مختلف، کار را با ما تقسیم کرد، بلکه در هر مرحله در اجرای آن نظارت داشت تا به تصویر مورد نظر رسیدیم. اگر شما هم "ZBrush" را به عنوان نرم افزار مورد نظر انتخاب کرده اید، حتماً این پروژه را انجام دهید.
 


آشنایی با هنر نقاشی

آشنایی با هنر نقاشی

نقاشی، هنر بیان ایده‌ها و عواطف است.

نقاشی یا نگارگری فرآیندی است که طی آن رنگ و .. بر روی یک سطح مانند کاغذ یا بوم ایجاد نقش می‌کند و فردی که این فرآیند توسط او انجام می‌گیرد نقاش نام دارد، به‌خصوص زمانی که نقاشی حرفهٔ شخص باشد.

این هنر،با آفرینش کیفیت های زیبایی شناختی معین در یک زبان بصری دو بعدی نیز تعریف می شود.

به باور کارشناسان،هنر نقاشی از دیر باز وظایفی مانند روایت،مستند نگاری،داستان پردازی و تبلیغ را بر عهده داشته است،ولی از اواخر قرن نوزدهم با وا نهادن این وظایف به خلوص و استقلال بیانی دست یافته است.

به هر حال هنرمند نقاش پیام بصری خود را بر اساس کیفیت های حسی،عاطفی،امکانات بیانی،محدودیت های موضوعی و توانایی های تکنیکی بیان می کند.

تنوع سبک های نقاشی نیز نتیجه تاثیر همین عوامل است.

آنچنان که گفته شده، قدمت نقاشی که از اصلی ترین رشته های هنرهای تجسمی است، در میان انسان ها، شش برابر قدمت استفاده از زبان نوشتاری است.

تاریخ هنر نقاشی نیز به زمان غارنشینی باز می‌گردد.

قدیمی‌ترین نقاشی‌ها در دنیا که متعلق به حدود 32000 هزار سال قبل است، در "گروته شاوه" فرانسه قرار دارد.

این نقاشی ها که با استفاده از افرای قرمز و رنگ دانه سیاه حکاکی و رنگ شده اند، تصاویری از اسب ها،کرگدن ها،شیرها، بوفالوها و ماموت ها را نشان می‌دهند.

اینها نمونه‌هایی از نقاشی در غار هستند که در تمام دنیا وجود دارند.

امروزه بسیاری از آثار شناخته شده و مشهور هنری مانند مونالیزا نقاشی هستند. در حال حاضر اختلاف نظرهای جزئی در مورد کاملا هنری بودن آثاری که به روش های غیر سنتی و با روش های غیر از شیوه های کلاسیک خلق می‌شوند وجود دارد.

از لحاظ مفهومی هنرمندانی که از صدا، نور، آتش بازی، چاپگرجوهرافشان، پیکسل های صفحه مانیتور و حتی پاستل یا مواد دیگر استفاده می کنند، یا رنگ های آمیخته با زرده تخم مرغ را به کار می برند، یکسان هستند.

در نتیجه به اغلب کارهای هنری، نقاشی گفته می‌شود


آشنایی با رشته طراحی صنعتی

آموزش > کاربردی  - طراحی صنعتی یک هنر سه بعدی است، ترکیبی از مهارت‌های فنی، اندیشه‌پردازی خلاق و طراحی کاربردی و از همه مهمتر فعالیت‌های بشری در دنیا از دیرباز تا کنون در خلق محصولات مصنوع دست انسان جهت مرتفع ساختن کلیه نیازهای او در طول چرخه زندگی از تولد تا انتها.

تجربیات و توانایی‌های یک طراح صنعتی ‌باید به گونه‌ای دقیق از راه برنامه‌ریزی و همراه با به کارگیری دانستنی‌های متخصصان صنایع دیگر در یک کار گروهی، توسعه یابد تا او بتواند خود را با انواع گوناگونی از پروژه‌ها نظیر طراحی محصول، طراحی بسته‌بندی، تحقیقات مواد و متریال، طراحی دکوراسیون و خلق محیط و فضاهای مختلف، خلق وجهه و هویت سازمانی برای شرکت‌ها،توسعه تکنولوژی اطلاع‌رسانی و... مرتبط سازد؛

وی به همان اندازه که در طراحی اتومبیل، طراحی محیط، محصولات خانگی، اسباب‌بازی‌ها و... نقش دارد، گاهی حتی در طراحی جلوه‌های ویژه و طراحی صحنه،‌ شخصیت‌پردازی و طراحی هیأت ظاهری بازیگران واقعی یا تخیلی و... در پشت صحنه نمایش، فیلم و سینما نیز حضور می‌یابد.

طراحی صنعتی یک سرویس حرفه‌ای و سریع در جهت توسعه و بهینه‌سازی روش‌های برآوردن تمامی نیازهای انسان در قالب طراحی یک محصول است، لذا با توجه به محوری بودن نقش انسان در روند طراحی محصول، مؤلفه‌های بسیاری از جمله مسایل اجتماعی و فرهنگی خود را در این مکان مطرح می‌سازند، به گفته کریستوفر جونز «نظریه‌پرداز معروف در زمینه طراحی مهندسی دهه 50 و نویسنده کتاب روش‌های طراحی Design Methods»: طراحی عبارت است از تفکر، اندیشه، هنر، خلاقیت،‌ شناخت، احساس، علم، فرهنگ و... .

تولید به محیط یک کارخانه محصور نیست، مراحل تولید یک محصول پیش از حضور در کارخانه با تأثیرپذیری از عوامل مختلف انسانی، فرهنگی و اجتماعی آغاز می‌شود، در اینجا این محصول است که از معماری‌های اجتماعی نقش می‌پذیرد،‌ اما پس از تولید و حضور در بازار، حال این محصول است که بر جامعه تأثیر می‌گذارد.

در واقع صنایع مختلف در جهت برآورده کردن خواسته‌های استفاده‌کنندگان خود به طور همزمان با تمامی نیازهای یک جامعه ارتباط دارند، طراحان صنعتی متخصص، در این صنایع به مطالعه و تحقیق می‌پردازند و با طرح فهرستی از بایدها و نبایدهای طراحی، ایده‌های خلاقانه خود را با امکانات و شرایط موجود برای تولید وفق می‌دهند و به این ترتیب محصولی جدید خلق می‌شود، این تولید یک «ارزش» است که برگرفته از جامعه بوده و با حضور در بازار مصرف و در چرخه استفاده مجدداً به ایجاد «ارزش» می‌پردازد.

پس تولید از جامعه شروع و به آن ختم می‌شود و در این چرخه «فرهنگ» به عنوان یک عنصر حیاتی می‌تواند در تعیین سرنوشت یک محصول و در ایجاد کنش‌های اصیل در زندگی اجتماعی مؤثر باشد.

طراحی صنعتی به عنوان پایه و زیرساختی بسیار مهم در صنعت به صورتی پویا در جهت رفع نیازهای زندگی انسان گام برمی‌دارد؛‌ انسانی که در زندگی خود متأثر از مجموعه آداب و رسوم،‌ سنن و فرهنگ جامعه خود است و اینجاست که تأثیر متقابل فرهنگ و صنعت با ایفای نقش انسان به عنوان یک رابط، به خوبی خود را می‌نمایاند.

می‌دانیم که فرهنگ مجموعه‌ای است از مواریث اجتماعی نظیر اخلاق، ادبیات، هنر، آداب و رسوم و... که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود، با توجه به پیشرفت سریع تکنولوژی و به موازات آن دامنه اطلاعات بشری، عصر حاضر تبدیل به عصری فراتکنولوژیکی و اطلاعاتی گشته است، در این میان به واسطه حضور ابزارهای متفاوت جهت برقراری ارتباط بین جوامع در اقصی نقاط دنیا، بحث تقابل فرهنگ‌ها، ضرورت نگرشی جدید بر مفهوم «حفاظت از ارزش‌های فرهنگی یک ملت» را بیشتر می‌نمایاند.

خوشبختانه امروزه در کشور ما بحث فناوری اطلاعات (IT)،‌ اینترنت و موضوعات وابسته به آنها،‌ به یکی از بحث‌های مطرح بدل گشته، این امر علاوه بر امکان دستیابی به رخدادهای علمی، صنعتی و تکنولوژیکی روز در جهان، مسأله مواجهه با دیگر فرهنگ‌ها را نیز مطرح می‌سازد و حالا این طراح صنعتی ایرانی است که به عنوان یکی از عوامل مؤثر ‌باید با ذهنی هوشیار به کارگیری مؤلفه‌های فرهنگی در طراحی محصولات و ایجاد ارتباط میان آنها و روند طراحی، به ماندگاری، تقویت و توسعه هویت فرهنگی کشور همت گمارد.

از آنجا که یکی از مبانی تحقیق در روند توسعه محصول برای شناخت کامل استفاده کننده آن «مردم‌شناسی» Ethnography است، یک طراحی هوشیار می‌تواند به راحتی رفتارهای اخلاقی و آداب اجتماعی نادرست را که به سازه‌های فرهنگی جامعه آسیب می‌رسانند، شناسایی کرده و با طرح یک ایده ناب به اصلاح این عادات و به بسترسازی برای ایجاد فرهنگی صحیح و مبتنی بر هنجارهای اصیل اجتماعی بپردازد و با طراحی یک محصول به طور غیرمستقیم و نامحسوس در اجتماع تأثیر مثبت بگذارد.

به عبارتی دیگر با حضور طراحان صنعتی در صنعت می‌توان نه تنها به نیازهای بازار پاسخ داد، بلکه محدوده‌ای گسترده از فرصت‌ها برای خلق معانی جدید و بهینه از یک زندگی کامل برای بشر از طریق تفکر طراحی خلاق ایجاد کرد.

امروزه در دنیا هر لحظه شاهد خلق محصولات جدید و یا ارتقا یافته هستیم، اینجا دیگر در فرایند تولید، سخن از ماه‌هاست نه سال‌ها؛ وقت همه چیز است؛ برای اینکه صنایع بتوانند خود را در بازار رقابت مطرح سازند، داشتن سرعت عمل در کنار توجه به عامل خلاقیت، در طی فرآیند تولید و عرضه می‌باید مدنظر قرار گیرد و البته ما نباید فراموش کنیم که مصرف‌کنندگان امروز بسیار باهوش هستند، زیرا آنها در مورد طراحی می‌دانند و علاوه بر توجه به ویژگی‌های کیفی کالا به ابتکار و خلاقیت نیز توجه دارند.

صنعت عرصه‌ای است برای تولید و ایجاد چرخه اقتصادی یک کشور که به مقادیر فراوانی سرمایه‌گذاری نیاز دارد برای آنکه بتواند سودی را حاصل نماید، یکی از مهمترین مکان‌های سرمایه‌گذاری در بخش تولید، راه‌اندازی سایت‌های طراحی صنعتی در کارخانجات است، در این واحدها متخصصان طراحی صنعتی به صورت گروهی در یافتن راهکارهای جدید و خلاق جهت رفع مشکلات موجود در طرح محصولات به بحث و بررسی می‌پردازند و محصول، محیط و یا روشی را خلق می‌کند که نیازهای تعریف شده مخاطب را در جهت حصول به اهدافی نظیر: کاربرد مناسب‌، عملکرد بهتر، لذت، امنیت، سهولت استفاده، آسایش، قیمت مناسب، زیبایی فرم و...، فراهم سازد.

طراحان صنعتی در تکمیل چرخه صنعت و اقتصاد با به کارگیری ابعاد هنری و تفکر خلاق در طراحی، حلقه اتصالی بنیادین هستند و فرآیند طراحی صنعتی اولین مرحله از تولید صنعتی یک کالا بوده و معادله‌ای است جامع برای رسیدن به وضعیت مطلوب و متعادل در طراحی و تولید انبوه محصول، که در حقیقت هدف نهایی آن دستیابی به راهی برای غلبه بر احساسات و رفتارهای واقعی استفاده‌کنندگان و برقراری رابطه‌ای عمیق میان کاربر و محصول می‌باشد.

متأسفانه از آنجا که صنعت کشور ما صنعتی وارداتی است. مرحله «طراحی و تفکر خلاق» درتولید محصول در این میان کاملاً حذف شده و تنها «طراحی مهندسی» است که در مرحله تولید انجام می‌شود و آن هم در نوع خود وابسته به فناوری‌های محدود تولید در داخل کشور و یا ماشین‌آلات وارداتی بوده که امکان ایجاد هر گونه نوآوری و ابداع در طرح محصولی جدید را از میان می‌برد.

سرمایه‌داران، صنعتگران و مدیران بخش‌های تولیدی خصوصی و دولتی، در بازدید از نمایشگاه‌های خارجی محصولاتی را برای تولید یا توزیع در بازار ایران انتخاب می‌کنند.

این کالاها بسته به نوع محصول و یا سرمایه در نظر گرفته شده و سیاست‌های وارداتی، وارد کشور شده‌ و یا با خریداری امتیاز از خط تولید از کارخانجات اصلی در داخل کشور کپی می‌شوند، فارغ از آنکه طراحی این محصولات در کشور مبدا کاملاً بدون در نظر گرفتن مولفه‌های اجتماعی، فرهنگی و حتی ابعاد انسانی ایرانی صورت گرفته و این صنعت وارداتی هیچگونه مناسبت و همخوانی با جامعه مصرف‌کننده خود در داخل ندارد بسیاری از این کالاهای وارداتی باتوجه به نبود قانون کپی رایت یا حقوق انحصاری تولید و تکثیر، پس از مدتی به وسیله گروه‌های مختلف صنعتی در داخل کشور عیناً کپی یا با تغییراتی جزیی با قیمت کمتر و البته کیفیتی بسیار پایین‌تر تولید می‌شوند.

البته در زمینه طراحی مهندسی، مهندسان و متخصصین چیره دست ما در رشته‌های مکانیک و صنایع با تلاشی بی‌وقفه سعی در رفع مشکلات دارند اما باتوجه به مطالب فوق غیبت مرحله طراحی در تولید ایرانی، به وضوح احساس شده و آنچه در خلق محصول و طرحی شایسته برای فرهنگ خاص مصرف کننده ایرانی از نظر دور می‌ماند «تفکر خلاق» است که تنها در تخصص طراحان صنعتی است.

در بسیاری از شرکت‌های نام‌آور بین المللی در کشورهای پیشرفته، به لحاظ برخورداری از تیم‌ها و واحدهای بزرگ طراحی، مطالعه و تحقیق در مورد فرهنگ و نیازهای مصرف‌کننده و یا مشترکان بازارهای دیگر، نظیر ایران انجام می‌شود، شرکت‌هایی که با سرمایه‌گذاری مناسب برای ایجاد این واحدها نشان می‌دهند که به اهمیت طراحی صنعتی در توسعه محصول پی برده‌اند، به عنوان مثال می‌توان از ماکرویوهایی نام برد که در آنها دستورالعمل و کلیدهایی برای پخت کباب تابه، شله‌زرد و پلوی ایرانی در نظرگرفته شده که این موید در نظر داشتن نقش کلیدی فرهنگ در طراحی محصول بوده که از سوی تولیدکننده آن با مطالعه و تحقیق بر روی نوع تغذیه ایرانی، در نظر گرفته شده است، این گونه روندها حجم زیادی از سرمایه را به سرعت از راه فروش خوب و مؤثر در بازارهای از پیش تحقیق و تعیین شده، امکان پذیر ساخته و به ادامه گامهای پژوهشی برای گسترش تولید کمک می‌کنند.

و اما، امروز زمان آن رسیده ما خود بتوانیم سرنوشت بازارهایمان را به دست بگیریم، مصرف کنندگان ایرانی را تکریم نموده و با به اجرا درآوردن خواسته‌های ایشان در قالب طرح‌های اصیل و برگرفته از نیازهای واقعی یک ایرانی، مهارت‌های خود را به نمایش درآوریم.

طراحی، چیزی بالاتر از لحاظ کردن معیارهای زیبایی در یک محصول است. طراحی به محصول شخصیت می‌دهد، به آن عشق، روح و جاذبه می‌بخشد و علاوه بر برقراری ارتباط میان مصرف‌کننده با محصول، می‌تواند بین گروه‌های متفاوتی از مردم در یک جامعه و حتی در سراسر دنیا ارتباط ایجاد کند و این نه تنها به معنی حذف شالوده‌های فرهنگی یک جامعه نیست، بلکه می‌تواند مروج آن باشد، پس ما می‌توانیم با به کارگیری این تخصص در صنایع کشور زمینه تحقیق در ریشه‌های فرهنگ غنی کشور عزیزمان را جهت بکارگیری در طراحی محصولاتی با «هویت ایرانی» فراهم ساخته، علاوه بر جلوگیری از واردات فرهنگ، حتی به توسعه و صادر کردن فرهنگ خود بپردازیم؛

بنابراین حذف طراحان صنعتی از پروسه تولید صنعتی می‌تواند علاوه بر ضربه زدن به پایه‌های اقتصاد و صنعت کشور، در ساختارهای فرهنگی اجتماع لطمات جبران‌ناپذیری وارد سازد و در مقابل ورود آنان به این چرخه در توسعه و بالندگی جامعه بسیار مؤثر خواهد بود.

با این وجود، در کشور ما، هنوز تولیدکنندگان زیادی وجود دارند که نمی‌توانند به مهارتهای حرفه‌ای یک طراح صنعتی اعتماد کنند و متأسفانه این امر به یکی از مشکلات مهم در صنایع ما بدل گشته و جای خالی این متخصصین در بسیاری از صنایع و واحدهای تولیدی به چشم می‌خورد، توانایی‌های این رشته و حتی نام آن نیز هنوز در بسیاری مراکز و در نزد صاحبان صنعت کشور ناشناخته باقیمانده است و این در حالی است که این صنعتگران با تکیه بر توانمندی‌های حرفه‌ای یک طراح صنعتی می‌توانند در حرفه خود یک استراتژی جدید خلق کنند، در توسعه طرح یک محصول جدید فعال باشند، یک بازار گسترده برای خود بسازند و شهرت خود را افزایش دهند.

آشنایی با هنر مجسمه‌سازی

آشنایی با هنر مجسمه‌سازی
هنر > تجسمی  - همشهری آنلاین:
هنر مجسمه‌سازی راهی مناسب برای بیان و اشاعه فرهنگ و اندیشه انسانی است.

پیکر تراشی که به انگلیسی Sculpture خوانده می‌شود،از کلمه Sculper به معنی تراشیدن مشتق شده است.

در تعریف مجسمه می‌توان گفت که هر شیئی‌ که‌ قسمتی‌ از فضا را اشغال‌ می‌کند به‌ آن‌ حجم‌ یا مجسمه‌ می‌گویند.

تفاوت این هنر با سایر هنرها در کاربردی‌تر بودن و برقرار کردن ارتباط راحت‌تر با آن است.

مجسمه باید دارای هارمونی و هماهنگی در ساختار و اندازه‌ها باشد.

در این هنر تکنیکی، هر چه مواد مرغوب‌تر و بهتری در اختیار مجسمه‌ساز باشد، اثر با ارزش‌تر و ماندگارتری خلق می‌شود. پس دانستن اهمیت مواد ساختاری در مجسمه‌سازی ضروری است.

مجسمه‌ها از جنس‌های متفاوتی تشکیل شده است. مجسمه‌های فلزی جلب توجه بیشتری می‌کنند و شاید علاقمندان بیشتری نیز داشته باشند.

مجسمه‌هایی از جنس سنگ، شیشه، چوب و سایر مواد نیز طرفداران خاص خود را دارند که در نهایت،تمام آنها به دلیل ساخته شدن توسط دست یک هنرمند‌ بسیار با ارزش هستند.

از سوی دیگر،مجسمه سازی،هنر همگذاری یا ریخت دادن به اشیاء است و ممکن است در هر اندازه یا با هر مصالحی انجام گیرد.

به فرآورده های این هنر، تندیس،پیکره یا مجسمه گفته می شود. هر پیکر سه بعدی که به منظور دارا بودن یک بیان هنری آفریده شده را می توان تندیس نامید.

البته باید توجه داشت هر شکل دادنی را مجسمه سازی نمی گویند بلکه باید در ورای آن یک فکر،خلاقیت یا یک نوآوری وجود داشته باشد.

مجسمه‌سازی که هنری سه بعدی و مرتبط با فضا است در تمدن های باستان به شکل گسترده در زندگی اجتماعی آدمیان نقش داشته و علاوه بر زیبایی،کاربردهای گوناگونی را تجربه کرده است.

گستردگی در به کارگیری مجسمه در میان اقوام و تمدن‌های دوران باستان تا به‌ حدی بوده که در میان یافته‌های باستانی تعداد نامحدودی از آثار مجسمه‌سازان این دوران به چشم می‌خورد.

این هنر در تمدن‌های باستان علاوه بر کاربردهای زیبایی و بیان‌گرانه، کارکردی مذهبی و آئینی نیز یافته است.

رشته‌ مجسمه‌سازی‌ نیز رشته‌ای‌ است‌ که‌ به‌ صورت‌ آکادمیک‌ این‌ هنر را به‌ دانشجویان‌ آموزش‌ می‌دهد؛ یعنی‌ دانشجویان‌ این‌ رشته‌ پس‌ از مطالعه‌ مبانی‌ عمومی‌ شامل‌ نقاشی‌، عکاسی‌، آشنایی‌ با طراحی‌ و چاپ‌ و رنگ‌، دروس‌ تخصصی‌ را مطالعه‌ می‌کنند که‌ این‌ دروس‌ شامل‌ طراحی‌ در هنر مجسمه‌سازی‌،آشنایی‌ با موزه‌ها و کارگاه‌های‌ حجم‌،نقش‌ برجسته‌،سفال‌،طراحی‌ و ساخت‌ سکه‌ می‌شود.

در این‌ رشته‌ دانشجویان‌ در آغاز الفبای‌ حجم‌ و مجسمه‌سازی‌ را فرا می‌گیرند و در مرحله‌ بعد نسبت‌ به‌ طبیعت‌ شناخت‌ پیدا می‌کنند و یاد می‌گیرند که‌ چگونه‌ از طبیعت‌ برای‌ ساخت‌ مجسمه‌ الهام‌ بگیرند و سپس‌ از طبیعت‌ عبور کرده‌ و آن‌ را پالایش‌ می‌کنند و در نهایت‌ ترکیب‌ می‌کنن







هنر مفهومی
مجموعه ای از مفاهیم و اندیشه هایی نو، در قالبی نا آرام و جستجوگر، تلاش می کردند به بیانی مناسب در عرصه قرن ۲۰ ام دست یابند. اتفاقات سیاسی و اجتماعی در عرصه های جهانی از یکسو و پیدایش افق های فکری و فلسفی، تعاریفی جدید از انسان و ذهنیت او ارایه می کردند.

مجموعه ای از مفاهیم و اندیشه هایی نو، در قالبی نا آرام و جستجوگر، تلاش می کردند به بیانی مناسب در عرصه قرن ۲۰ ام دست یابند. اتفاقات سیاسی و اجتماعی در عرصه های جهانی از یکسو و پیدایش افق های فکری و فلسفی، تعاریفی جدید از انسان و ذهنیت او ارایه می کردند. ارزش هایی متفاوت تر از آنچه که قبلا میزانی برای سنجش و ارزیابی مطرح بود مورد بحث قرار گرفت. نقدی که حتی می توانست کل تاریخ را زیر سوال برده و جایگزینی برای آنها انتخاب نماید؛ هنرمند با دیدی شک آلود به مفاهیم عینی، توانایی های ذهنی موجود در انسان را برای دست یابی به افق های تازه تر به کار گرفت.

زمینه های فرهنگی شکل یافته درجوامع مختلف اروپایی، هر کدام ایده ها و افکار متنوعی را در در نوع برخورد خویش با هنر نو معرفی می کردند. خلاقیت و نوآوری درعرصه های مختلف، با نگاهی جستجوگر به دنیای اطراف دغدغه اصلی هنرمند قرار گرفت. این موضوع تا آنجا پیش رفته است که فرا یند آفرینش هنری در گستره ای از تهاجم ذهنیت برعنیت و برعکس، به عنوان تغییر شکل و از هیبت انداختن تصاویر متعارف و کلاسیک هم اکنون نیز در عرصه هنرمورد بحث قرار می گیرد، بحث «محتوا» و «بیان» است. گسترش همین موضوع و نحوه فعالیت سبک های هنری، در راستای همین موضوع، زمینه های فکری و نوع رویکرد هنرمدرن و پست مدرن را تا حد زیادی تحت تاثیر خود قرار داد. به خصوص دراواخر قرن که نمی توان تفکیکی بین این محتوی و نوع بیانی که به کار رفته است انجام داد؛ همین نگرش نوعی آزادی دراستفاده از وسایل و روشهای مختلف در توسعه و ایجاد فضایی جدید، در رویارویی با موضوع هنر ایجاد کرد و روح خلاقانه هنرمند در فضا و کالبدی جدید شروع به فعالیت نمود.

با توجه به شرایط و زمینه های ایجاد شده در طی قرن، هنر مفهومی به عنوان نمادی از آزادی هنری در دهه های ۷۰ و ۸۰ مطرح شد. مجموعه تفکراتی که در جهت هماهنگی و مشارکت « زبان» در کنار فرم هایی از دوران مدرن و معاصر عمل می کردند. هنری اساسا « فکری» و عقیدتی که برای ارایه نظریات هنرمند تلاش کرده و راه گشای خلاقیت او دربرخورد با موضوعات مختلف است.

● مارسل دوشان

تاریخچه هنر مفهومی برمی گردد به نظریاتی که هنرمند فرانسوی مارسل دوشان (۱۹۷۸ ۱۸۸۷) در مورد «ایده» و نقش آن در یک اثر هنری مطرح کرده است. او بر این اعتقاد بود که ایده هر کار هنری، مهم تر از محصول و فراورده آن است. آنچه که هنر مند می خواهد بیان کند و مفهومی که برای بیان خلاقیت خویش در نظر گرفته، خود هنر است؛ اساس کار هنری ، انتخاب شیی است که به جای آنکه آن را بسازیم، خودش ساخته شده باشد.

در عناصر موجود در آثار دوشان و حتی آثار سه بعدی که توسط او ساخته شده اند، چیزی است که اساسا به نوعی توسط هنرمند توضیح داده می شود. شی مورد نظر می تواند به تنهایی به عنوان یک اثر معرفی شود. دوشان در معرفی مسیر زندگی هنری خویش می گوید: «من می خواستم از جنبه های فیزیکی نقاشی عبور کنم. بیشتر علاقه داشتم که عقاید جدیدی بیافرینم. به عقیده من « کوربه » در قرن ۱۹ ام تاکید بیشتری برمسایل فیزیکی را مطرح کرده است. ولی من بیشتر به عقاید علاقه دارم؛ نه فقط دستاوردهایی که از جنبه بصری به وجود می آیند و می خواهم نقاشی را هر چه بیشتر در خدمت فکر قرار دهم.»

بر اساس یک نظرسنجی هنری، کاسه توالت مارسل دوشان تأثیرگذارترین اثر هنری مدرن دنیا در تمامی دوران نام گرفته است این اثر از دوشان با عنوان «فواره» در مقام اول، تابلوی «دوشیزگان آوینیون» اثر پابلو پیکاسو متعلق به سال ۱۹۰۷ در مقام دوم، و تابلوی مریلین مونرو اثر اندی وارهول متعلق به سال ۱۹۶۲ در مقام سوم قرار گرفته اند. دوشان در سال ۱۹۱۷ این توالت را امضا کرد و آن را در نمایشگاهی به نمایش گذاشت ؛ او با این کار دنیای هنر را بسیار شوکه کرد. سایمون ویلسون، کارشناس هنری می گوید: «انتخاب اثر دوشان پیش از آثار پیکاسو و ماتیس واقعاً شوکه کننده است. اما این انتخاب بیانگر پویایی هنر امروز و این نکته است که در هنر مهم ترین چیز فرایند خلاقه ای است که در اثر هنری، خود را به رخ می کشد و فرقی نمی کند که اثر از چه ساخته شده یا چه شکلی داشته باشد.»

در تداوم فعالیت های هنری مارسل دوشان، شاهد شکوفایی مدرنیسم در سال های ۱۹۵۰ و هنر آوانگارد هستیم که در تحولات اجتماعی ، سیاسی دو جنگ گرم و سرد بسیار تضعیف شده بود. در این مقطع زمانی هنرمندان سعی می کردند در قالبی مفهومی و بر گرفته از مسایل زبانی حرکت کنند، همین امر بستر سازی مناسبی را برای شکوفایی هنرمفهومی در دهه های ۶۰ و ۷۰ ایجاد کردند. بدین ترتیب هنر مفهومی در فضایی ایجاد شده توسط آوان گاردیسم رشد یافت و از این فضا برای بر پا کردن دیدگاههای انتقادی و همه جانبه بر علیه ادعاهای مدرنیسم هنری، خصوصا تمرکز شدید آن بر عنصر زیبایی شناسی و فرضیه های آن در مورد خود مختاری هنر بهره جست.

رویکردی از اندیشه و معنا در قالب هنر

هنرمندان مفهومی کار خود را با چسباندن بازی های کلامی بر دیوار های گالری ها آغاز کردند. بخش دیگری از کار آنها طرح ها یا ایده هایی بود که برای بعضی رویدادها ارائه می دادند و آنها را به عنوان پاره هایی از هنر تصور می نمودند. در چنین دوره ای تصور بسیاری از هنرمندان و منتقدین هنر بر این بود (و هست) که درست کردن اشیاء (یا آثار) هنری چیزهایی سطحی و از مد افتاده اند، یعنی آن چه ساختنش می تواند به دستیار ها واگذار شده و یا اصلاً به طور کامل کنار گذارده شود. به طوریکه داگلاس هویلر یکی از هنرمندان این سبک می گوید: «همه اشیا در فضا و زمان، خود هنر هستند.»

هنر مفهومی تلاش می کند تا جنبه فیزیکی و ظاهری کار را تا حد ممکن کاهش دهد و به جای آن نیروی ذهنی ناشی از اثر هنری را تقویت کند. تحریکات بصری و نوری به نفع روند فکری و هوشمندانه ادراک اثر هنری، کم اهمیت است. مخاطب اثر هنری به همراهی و گفتمان با خالق دعوت شده و تصمیم گیری نهایی و درک لازم از کار بر عهده مخاطب گذارده می شود. بدین ترتیب فرایند آفرینش اثر با فرایند ادراک و دریافت آن پیوند می خورد.

یکی از اولین نمونه های این جنبش هنری اثر «یک و سه صندلی» از جوزف کوسوث (متولد۱۹۴۵) می باشد.این اثر عبارت است از یک صندلی چوبی تاشو، یک عکس از همان صندلی و یک عکس بزرگ شده از تعریف صندلی. با نمایش این چیدمان، در واقع هنرمند این پرسش را در برابر بیننده خود می گذارد که کدامیک هویت واقعی یک صندلی را بازگو می کنند؟ آیا صندلی به کمک یکی از این سه عامل قابل کشف و درک است، یا به کمک بعضی یا همه آنها؟ یا اینکه به کمک هیچیک از آنها نمی توان به حقیقت صندتی پی برد؟

ایده به عنوان سازنده اصلی هنر نقش مهمی را در جهت دهی و بیان اندیشه هنرمند ایفا می کند. سوالاتی که در رابطه با دنیای مطرح می شوند ذهنیت هنرمند را به چالش وا داشته و موجبات پیدایش ایده های جدید را به وجود می آورد. . هنرمند به مثابه استفاده از یک فرم مفهومی همه تصمیم گیری ها و بر نامه ریزی های لازمه را از قبل انجام داده است و اجرای اثر از اهمیت کمتری برخوردار است. رویکردی متفاوت که تلاش می کند پیش زمینه فکری و نقطه الهام هنرمند را محور اصلی آفرینش اثر هنری قرار دهد.

با یک نگاه کلی هنر مفهومی حاصل طغیان های پیاپی بر علیه چهار ویژگی مهمی است که در نهاد های هنری غرب و بالاخص در توصیف نقاشی مورد قبول بوده اند. عینت مادی، ویژگی های رسانه، کیفیت بصری و خودمختاری. نگاه انتقادی به این چهار مورد و چالش های انجام گرفته در این زمینه، موجبات پیدایش ۶ نوع هنر مفهومی را محیا ساخت. ۳ مورد اول بیشتر بر روی دلبستگی های فرمی و منتقدانه در تعریف هنر تاکید می کنند و شامل ویژگی های زیر می باشند:

۱) تعلیم، اجرا و مستند سازی.

۲) فرایند، سیستم و مجموعه ها.

۳) زبان و نشانه.

و ۳ مورد بعدی اشکال متفاوتی از مداخله های فرهنگی، سیاسی در هنر را به نمایش می گذارند:

۴) تصرف، مداخله و امور روزمره.

۵) سیاست و ایدیولوژی

۶) نقد نهادی. institutional

با همه ی اینها تصور این که هنر چگونه هرگز می تواند مانند یک «ایده» است، بسیار دشوار به نظر می رسد. هنر در واقع هنگامی به درستی به بار می نشیند که تجربه ای بصری و تجسمی مطلوب ارایه کند که در عین حال بازگوکننده اندیشه های زیر بنایی هنرمند نیز است.

● نگاهی به آثار و اندیشه های کریستو و ژن ـ کلود

کریستو کلود و همسرش ژن کلود از جمله هنرمندانی هستند که از اوایل دهه ۶۰ در زمینه هنر مفهومی فعالیت می کنند؛ این دو بعد از برگزاری نمایشگاه های متعدد را در گالری ها و موزه های سراسر جهان، موفق به دست یابی به زبانی نو در بیان هنری شده اند. طبیعت در مقام نخست و فضاهای شهری در جایگاه بعدی الهام بخش روند هنری کریستو و ژن است. ظرفیت های موجود در محیط، چه از لحاظ تحریکات بصری و خلق چشم اندازهای بدیع و چه از نظر اعمال هویتی تازه و مکانمندی فضا حایز اهمیت هستند. تغییر مقیاس و خلق آثاری در ابعاد بزرگ تر از حد معمول با مخاطب خویش ارتباط جدیدی را تعریف می کنند. تلاشی برای عمیق تر کردن رابطه انسان با محلی که در آن زندگی می کند، و همین مکان به یک اثر هنری تبدیل می شودکریستو کلود در توضیح پروژه ها می گوید:

« اجرای پروژه های من آنقدر طولانی و پیچیده است که در ابتدا الزاما دید روشنی از آنها ندارم. همه چیز با روندی آرام گسترش می یابد و یک مسیر کلی را مشخص می کند، به طوریکه در طرح «پرده دره» Valley Curtain در کلورادو (۷۲ ۱۹۷۰) پرده ای که باید از دره آویزان می کردیم کاملا سفید بود. مدتی زمان برد تا رنگ خوب، حرکت و مکان مناسب پیدا شود»

در کار این زوج هنری سعی می شود مرز ها را زیر سوال برده شود؛ در ابتدا فضا را اجاره کرده، سعی می کنند ارتباط جدیدی را با آن برقرار سازند، مفاهیمی که می توانند رویکردی متفاوت و غنی تر از قبل، خصوصا نسبت به مردمی که در آنجا زندگی می کنند، به مکان انتقال دهند! در تمامی پروژه ها مردم حضوری پر زنگ داشته، رویکردی اجتماعی را به نمایش می گذارند.... ارتباط انسان با محیط اطراف رفته رفته تنگ تر می شود، تا آنجا که مخاطب به تعاملی شخصی با محیط یا اثر هنری دست می یازد. این پروژه ها بدون تردید حایز دیدگاه هایی زیست محیطی، اجتماعی و هنری بسیار با اهمیتی هستند.

کریستو کلود می گوید:« یکی از صمیمانه ترین پروژه هایی که اجرا کرده ام، «پیاده رو های بسته بندی شده»The wrapped walk way در سال ۱۹۷۸ است.کاری بسیار ساده که عبارت بود از چهار کیلومتر و نیم مسیر پیاده در پارکی عادی و پیش پا افتاده در کانزاس سیتی. بخشی از راه به سبک فرانسوی و بخشی دیگر به سبک انگلیسی اجرا شد. مردم به کرات روی سنگ فرش های سیمانی و آسفالت راه رفته اند. زیر پای ایشان و روی سطحی که هر روز، بی آنکه دقت کنند آنرا می پیمودند، پارچه ای بسیار نرم و رنگی انداختیم. این عمل به نوعی آگاهی گردش در مردم فعال کرد، چون در اثر بی توجهی ممکن بود زمین بخورند. ناگهان افراد شروع به فکر کردن به طرز راه رفتنشان کردند. در ظول ۱۴ روز که چیدمان ادامه یافت، در یکی از روزهای پاییزی ۲۵ کور کفش هایشان را در آوردند. یکی از آنها به طرف من آمد و گفت :«پروزه تان را دیدیم» این تجربیات همه بخشی از غنای اثر هستند.»

در پروژه «دروازه ها» (The Gates) در نیویورک (۲۰۰۵ ۱۹۷۹) مسیرهای پیاده پارک مورد طراحی قرار گرفتند ولی این بار نه در کف؛ چیدمانی از ۷۵۰۳ دروازه به ارتفاع ۷۸/۴ متر و با عرض متغیر ۶۸/۱ تا ۴۸/۵ که در ۲۵ مسیر پیاده به طول ۳۷ کیلومتر جاگذاری شده اند و قطعات پارچه ای زعفرانی رنگ از جنس «وینیل» که به طول ۱۳/۲ متر از آنها آویزان هستند.

مردم در حال پیاده روی در مسیر همیشگی خود، از زیر سقف های طلایی با سایه هایی گرم عبور می کنند؛ پیاده رو وجهی تندیس گون به خود می گیرد، خصوصا از دید ساختمان های اطراف مانند یک رودخانه طلایی با امواجی کاملا طبیعی به نظر می رسد. مساله مهم دیگر در این پروژه هارمونی موجود و نحوه تکرار دروازه ها در طول مسیرهای پارک و کنتراست رنگی است که این پیاده روها نسبت به محیط ایجاد می کنند.

در همه آثار این دو هنرمند، جزییات دارای ارزش خاصی هستند و مساله زیباشناختی هرکدام حایز اهمیت است. دقیقا مانند یک نقاش آبستره که رنگ های مختلف را بر روی تخته شاسی اش قرار داده و در حین خلق اثر رنگ ها را با هم ترکیب می کند و در نهایت، رنگبندی اثر با یک حس زیباشناختی قوی در طی مراحل مختلف شکل می گیرد. چیدمان هایی که کریستو و ژن انجام می دهند چنین روند تکاملی را طی می کنند. مردم، طبیعت، مسایل فنی و اجرایی و ... با حساسیتی زیاد در کنار همدیگر قرار گرفته و نسبت به رویکرد خاصی که دارند پروژه را هدایت می کنند.

وود، پال، هنرمفهومی، مترجم مدیا فرزین،نشر هنر ایران.۱۳۸۳
لوسی اسمیت، ادوارد، آخرین جنبش های هنری قرن بیستم،ترجمه علیرضا سمیع آذر،۱۳۸۰.
فرانسواز پندرس، ماری، هنر مفهومی(گفتگو با کریستو کلود و زن کلود) ترجمه کاوه حسینی،۱۳۸۲.
گودرزی، مرتضی، بررسی و تحلیل هنر معاصر جهان،۱۳۸۱.
نشریه تندیس، شماره ۲۴، ۱۳۸۳
http://www.christojeanneclaude.net/bio.html
www.entekhab.net
بر گرفته از سایت http://www.aftabir.com






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 22 بهمن 1390 :: نویسنده : اکبر عسکری
شنبه 1 مهر 1396 04:22 ب.ظ
You really make it seem so easy with your presentation but I find this topic to be actually something that I think I would never understand.
It seems too complex and extremely broad for me.
I am looking forward for your next post, I'll try to get the hang of it!
دوشنبه 30 مرداد 1396 09:23 ق.ظ
I don't even know how I ended up here, but I thought this post was good.
I do not know who you are but certainly you are going to
a famous blogger if you aren't already ;) Cheers!
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:06 ق.ظ
This is my first time pay a quick visit
at here and i am in fact happy to read all at one place.
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:06 ب.ظ
May I simply say what a relief to find someone
who really understands what they are talking about on the web.
You actually understand how to bring an issue to light and make
it important. More and more people ought to look at this and understand this side of your story.
It's surprising you are not more popular because you certainly
possess the gift.
شنبه 14 مرداد 1396 12:17 ق.ظ
I all the time emailed this blog post page to all my associates, since if like to read
it after that my links will too.
جمعه 13 مرداد 1396 07:19 ق.ظ
I'm really loving the theme/design of your
site. Do you ever run into any internet browser compatibility
issues? A few of my blog audience have complained about my
blog not operating correctly in Explorer but looks
great in Safari. Do you have any ideas to help fix this issue?
سه شنبه 10 مرداد 1396 08:17 ق.ظ
Greetings! Very helpful advice within this article! It's the little changes that will make
the greatest changes. Many thanks for sharing!
شنبه 30 اردیبهشت 1396 03:58 ق.ظ
Precisely what I was looking for, appreciate it for putting up.
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 08:30 ب.ظ
Hello, of course this piece of writing is actually good and I have learned lot of things from it concerning blogging.
thanks.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 05:38 ق.ظ
Excellent blog! Do you have any helpful hints for aspiring
writers? I'm hoping to start my own blog soon but I'm a
little lost on everything. Would you propose starting with a free platform like Wordpress or go for
a paid option? There are so many options out there that
I'm totally overwhelmed .. Any tips? Thanks a lot!
جمعه 20 بهمن 1391 12:01 ب.ظ
مطالبت خیلی بدردم خورد
اکبر عسکریموفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : اکبر عسکری
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :